رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸
  • السبت ۱۶ ربيع ثاني ۱۴۴۱
  • 2019 Saturday 14 December
  • پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۰
  • کد خبر : 40578
  • تئاتر
  • چاپ خبر : اینجا همه چی در همه
نقد نمایش

اینجا همه چی در همه

نیمه شب زیر پوست شهر خیلی خبرهاست. “وقتی همه خواب بودیم” دعوتی است به خلوت آدم ها در یک نیمه شب؛ زمانی که اکثر مردم در خواب فرو رفته اند و اقلیتی کلافه و سرگردان می کوشند تا راه چاره ای برای مشکلات خود بیابند. داستان نمایش در چند پرده به صورت اپیزودیک پیش می […]

نیمه شب زیر پوست شهر خیلی خبرهاست. “وقتی همه خواب بودیم” دعوتی است به خلوت آدم ها در یک نیمه شب؛ زمانی که اکثر مردم در خواب فرو رفته اند و اقلیتی کلافه و سرگردان می کوشند تا راه چاره ای برای مشکلات خود بیابند. داستان نمایش در چند پرده به صورت اپیزودیک پیش می رود. داستان هر اپیزود با اپیزود دیگر متفاوت است اما به رغم این تفاوت، بین آن ها پیوندی تماتیک برقرار است. مواجهه حداقل دو کاراکتر در نیمه شب و خوردن شام سرد شده بعنوان وجه مشترک تقریبا تمام اپیزودها، تماشاگر را متوجه ارتباط مفهومی موقعیت های نمایشی “وقتی همه خواب بودیم” با هم میکند.


نمایش با زبان طنز پرده از معضلات اجتماعی برمی دارد و به موضوعاتی می پردازد که گاه به اشتباه آسیب اجتماعی تلقی شده اند. ازدواج موقت، روابط نامشروع، سقط جنین، رشوه خواری، رانت، فساد اداری، مفسده های فضای مجازی و… فقط بخشی از آسیب هایی است که در این نمایش به آن از منظر انتقادی نگریسته شده است.
تلاش نمایشنامه نویس ها (حمید عبدالحسینی و علیرضا زارع) برای پرهیز از مطول گویی، شعار پراکنی و حاشیه روی حین پرداختن به این آسیب ها، شایسته تحسین است. نتیجه این تلاش نمایشی است با ریتم تند که در زمانی محدود، شمار قابل توجهی از آسیب های اجتماعی را به زیر ذره بین نقد خود کشانده بی آن که تماشاگر را خسته کند. داستان از طریق دیالوگ و ایجاد موقعیت های نمایشی شکل گرفته و پیش می رود. فراز و فرودها کاملا بجا و به موقع هستند. کاراکترها همدلی برانگیزند زیرا هم خوب نوشته و پرداخت شده هم ماهرانه بازی شده اند. تمام نقش ها هم وزن هستند و به اندازه لازم زمان به آن ها برای تاثیرگذاری بر روند داستان و شکل گیری پیام نمایش، اختصاص داده شده است.”زمان” در “وقتی همه خواب بودیم” بخوبی مدیریت شده است. این ویژگی که بزرگ ترین امتیاز نمایش نیز هست، سبب شده تا رخدادها با سرعت مناسب گسترش یابند، ریتم تند مانع از خستگی تماشاگر شود و تمرکز مخاطب بر موقعیت های نمایشی متعدد حفظ گردد. اگر چه معضلات و آسیب های مطروحه تکراری به نظر می رسند اما رویکرد و نگاه نمایشنامه نویس ها در مسیر کلیشه های رایج نیست. تقریبا همه ما بارها و بارها با موضوعی مثل خیانت، بارداری ناخواسته، سقط جنین و… در سریال ها، فیلم ها و نمایش ها مواجه شده ایم و از فرط تکرار می توانیم نتیجه دراماتیک پرداختن به این مضامین تکراری را حدس بزنیم اما نمایش “وقتی همه خواب بودیم” کلیشه ها را خیلی ظریف با زبان و پرداختی جدید و دگرگون به کار گرفته است به همین خاطر هم تماشاگر را پس نمی زند. خط سیر داستانی خیانت، سقط جنین، ازدواج موقت و… در “وقتی همه خواب بودیم” همان چیزی است که در بیشتر نمایش ها و فیلم ها دیده و در رمان ها خوانده ایم اما احساس مواجهه با یک اثر تکراری به مخاطب دست نمی دهد زیرا در مرحله داستان پردازی و شخصیت پردازی، رگه هایی از طنز در متن جاری شده که فاصله نمایش را از کلیشه ها بیشتر می کند و به کلیت کار جذابیت می بخشد. بخشی از کلیشه شکنی نمایش و باورپذیر شدن کاراکترها مدیون بازی خوب و روان همه هنرپیشه ها است. مصطفی باطنی در نقش پارسا، دانشجوی علوم سیاسی بهترین بازیگر نمایش است. او بیان مناسبی دارد و حین ایفای نقش بسیار راحت است. نگاهش را هدفدار هدایت می کند و از دست هایش به درستی بهره می جوید. نقش میلاد (پسر دگرباش) نیز در این نمایش بی نقص و بسیار حرفه ای بازی شده است. روح الله تورانی بدون توسل به اغراق، موفق می شود با طنزی پنهان نقش مدیرمسئول روزنامه را برجسته کرده و ارتقاء بخشد. این نقش توسط یک بازیگر آماتور و تحت هدایت یک کارگردان کلیشه گرا ممکن بود به کلیشه نقش های مرد عیاش (در سری فیلم های ایتالیایی لاندو بوتزانکا) تبدیل شود که خوشبختانه در “وقتی همه خواب بودیم” با درایت زارع، عبدالحسینی و تورانی این اتفاق نیفتاده و نقش به ابتذال نگرائیده است. طراحی صحنه اگر چه ساده ولی در خدمت موضوع است. نمایش آغاز کنجکاوی برانگیز و پایان قانع کننده ای دارد. گفتار ابتدایی انگیزه لازم را در مخاطب برای تعقیب ماجراها پدید می آورد و در ادامه گفتگوی شیرین و جذاب دو دانشجو، تماشاگر را وارد فضای خودمانی نمایش می کند.

عبدالحسینی در پایان نمایش همه کاراکترها را به روی صحنه آورده و عاقبت هر یک از آن ها را با زبان طنز اعلام می کند؛ جالب آن که افعال تمام جملات صحنه آخر را باید برعکس کرد تا به واقعیت ماجرا پی برد. نویسندگان در نگارش متن صحنه پایانی، بسیار هوشمندانه و مبتکرانه عمل کرده اند. “وقتی همه خواب بودیم” به یمن متن خوب، دیالوگ های پیش برنده داستان، بازی های روان و کارگردانی هدفمند در نهایت موفق می شود تا مخاطب خود را برای لحظاتی به مرور انتقادی جامعه ای که در آن زندگی می کند، تشویق نماید. این دستاورد کمی نیست.

دکتر شهرام خرازی ها / منتقد تئاتر و کارشناس ارشد مدیریت رسانه

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار