- یکشنبه 26 مهر 1405 - 17:10
- کد خبر : 194929
- رادیو و تلویزیون

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ شبکه پرس تیوی در ایام دوازدهمین سالگرد شهادت تنها بانوی خبرنگار شهید خود مستند «من یک خبرنگارم» را روی آنتن میبرد. این مستند به زندگی و فعالیت خبری سرنا شیم، خبرنگار این شبکه در ترکیه میپردازد که سال ۲۰۱۴ حین بازگشت از مأموریت، در استان سوروچ […]
به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ شبکه پرس تیوی در ایام دوازدهمین سالگرد شهادت تنها بانوی خبرنگار شهید خود مستند «من یک خبرنگارم» را روی آنتن میبرد. این مستند به زندگی و فعالیت خبری سرنا شیم، خبرنگار این شبکه در ترکیه میپردازد که سال ۲۰۱۴ حین بازگشت از مأموریت، در استان سوروچ ترکیه، در اثر یک تصادف مشکوک به شهادت رسید.
سرنا شیم، شهروند لبنانی-آمریکایی، در ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد. میان روزمرگیهای آرام میشیگان تا کوچههای سرشار از بوی جنگ غربآسیا، فاصلهای بود که نه با کیلومترشمار جغرافیا، بلکه با معیار وجدان و رسالت پیموده میشد. سرنا علی سُحیم، متولد پاییزی روشن در آن ایالت بود؛ زنی با اصالت و هویتی تنیده در تاریخ مقاومت لبنان که پس از فراغت از درس و مدرسه در لیوونیا، به زادبوم پدری در برجالبراجنه لبنان شتافت تا دانشگاه زندگی را در پیوند با رنجهای واقعی مردمش بگذراند. او در رشته رسانه دانشگاه AUT تحصیل کرد، اما کلاس درس واقعی او جبهههای پرتپش مقاومت بود.
سرنا در زندگی شخصیاش، قلبی سرشار از مهر و دغدغه داشت؛ برای اطرافیان، همسر و فرزندانش. پسری چهارساله به نام علی و دختری دوساله به نام دینا. برای مادری با دو کودک چشمبهراه، هر نگاه به لنز دوربین با طعم دلتنگی برای آغوش فرزندان همراه بود. او میتوانست به مدارک آمریکاییاش تکیه کند، در امنترین رسانهها از پشت میزهای عافیت سخن بگوید و چشم بر جنایات جانیان علیه ملتهای منطقه ببندد؛ اما سرنا وجدانش را بهبهای آسودگی نفروخت.
وقتی از سال ۲۰۰۷ لباس خبرنگاری پرس تیوی را بر تن کرد، سوگند یاد کرده بود که شاهد صادق تاریخ باشد. او در عراق با درد بیخانمانها گریست، در لبنان حنجره مقاومت شد، در ناآرامیهای ۲۰۱۳ پارک گزی در دود گازهای اشکآور حقیقت را روایت کرد و سرانجام، به داغترین خط نبرد جهان کشانده شد: سوروچ، دیواری میان ترکیه و جهنم کوبانی.
در آن نوار مرزی که سایه سیاه داعش بر فراز شهر گسترده بود، سرنا شیم پشت دوربین قرار گرفت و چیزی را دید که طراحان هرجومرج غربآسیا نمیخواستند چشمی ببیند. او دید که چگونه در پس کاروانهای فریبنده و زیر نام فریبکارانه کمکهای بینالمللی، نفربرهای مسلح و عناصر تروریست به میدان کشتار مردم میروند. این افشاگری، اعلام جرم زنی تنها در برابر ارتشی از سایهها بود.
در یکی از روزهای ماه اکتبر، وقتی با چشمانی خسته اما نگاهی استوار رو به لنز پرس تیوی نشست، در سیمای سرنا ردی از تردید نبود. با صدایی که زنگ یک اعلام خطر تاریخی را در خود داشت گفت که سایه سازمان امنیت ترکیه بر سر او سنگینی میکند، اتهاماتی به او زدهاند و او نگران است. این وصیتنامه یک خبرنگار شهید بود و دو روز بعد، وقتی غبار جاده سوروچ با برخورد سنگین آن میکسر غولپیکر به آسمان برخاست؛ خودرو سرنگون شد و اینگونه ۱۹ اکتبر ۲۰۱۴، برابر با ۲۷ مهر ۱۳۹۳ روح از کالبد مادری ۲۹ساله پر کشید.
پیکر سرنا به بیروت انتقال یافت و در زادگاهش آرام گرفت، نام او در قلب تاریخ ثبت شد و حتی نهادهای آزاداندیش جهان نشانی به نام «جایزه سرنا شیم برای صداقت سازشناپذیر در روزنامهنگاری» بنیاد نهادند. او به فرزندان خردسالش و به تاریخ یک میراث جاودان بخشید: اینکه لنز دوربین اگر برای حقیقت بتپد، در خون شکوفا میشود و هرگز خاموش نخواهد ماند.
مستند «من یک خبرنگارم» در دو قسمت، امروز و فردا ۲۶ و ۲۷ مهر روی آنتن میرود: قسمت اول در ساعتهای ۰۰:۳۰ | ۰۵:۳۰ | ۱۱:۳۰ | ۱۶:۳۰ | ۲۱:۳۰ امروز و قسمت دوم روز دوشنبه ۲۷ مهر در ساعتهای ۰۰:۳۰ | ۰۵:۳۰ | ۱۱:۳۰ | ۱۶:۳۰ | ۲۱:۳۰ بهوقت GMT.
نظرات