- چهارشنبه 29 مهر 1405 - 23:59
- کد خبر : 195253
- تئاتر

تصور کنید عقربههای ساعت ایستادهاند، زمان کش آمده و تمام خاطرات یک خانه در سکوتی خفقانآور منجمد شدهاند. این دقیقاً همان اتمسفری است که “منجمد“ مخاطب را به درونش پرتاب میکند؛ قلعه یخیای که ساحت کالبدشکافی جرم ناشی از غلیانِ حسی شدید و سقوط ذهن یک مرد به ورطه گسستگی روانی میشود. احمد سلگی در […]
احمد سلگی در فیلم کوتاه منجمد تماشاگر را نه به تماشای خود جنایت، بلکه به تماشای برزخ سهمگین پس از آن دعوت میکند. همان برزخ هولناکی که ناامنیهای عمیق روانی و تلقینهای اطرافیان، شخصیت اصلی داستان (مرد) را در پیامدهای بازگشتناپذیر آن گرفتار کرده است.
برزخ انکار
فاز نخست این برزخ، زیر سایهی مرسوم انکار جنایی و گسستگی شدید روانی شکل میگیرد. هنگامی که جهان بیرون، از پشت خطوط ارتباطی، جویای حقیقت غایب این قلعه یخی میشود، پاسخهای مرد را به سختی میتوان صرفاً دروغهایی استراتژیک برای فریب و سلب مسئولیت دانست چرا که ایگوی (منِ) مرد با بازآفرینی کلامی یک تصویر ذهنی و اصرار بر در جریان بودن روند عادی زندگی و دوام پیوند عاطفی خود، مشغول دستوپا زدن غریزی برای بقاست.
با وجود آنکه حقیقت در چند قدمی او، منتظر به مسلخ بردن اوست، مرد همچنان تلاش میکند، این دست و پا زدن غریزی تا فروریختن ناگزیر دیوار دفاعی روانی خود ادامه دهد و دیواری نفوذناپذیر در برابر حقیقت مادی مکتوم در همان فضا بنا کند.
عصیان پنهان
در چند قدمی این مسلخ وقتی ذهن دیگر توان انکار ندارد، تروما کم کم از قلمرو کلام خارج و بر قلمرو تن چیره میشود. اینجا درست همان نقطهای است که مجتبی پیرزاده تلاش میکند با ظرافتی دقیق جلوههایی از شوک سوماتیک را در انقباضهای بدنی،احساس خفقان و حالت فریز شدن و کندی حرکت، زل زدنهای مکرر به نقاط کور و.. بازنمایی کند.
این بازنمایی که بیانگر تقلای غیر ارادی مرتکب برای فرار از سنگینی روانی واقعه است، کم کم در اثر محرک های محیطی تشدید میشود تا آنجایی که یک شی، نمادین دژ محکم انکار مرد را در هم میشکند، حواس او را مجدد با واقعیت پیوند میزند و او را برای خداحافظی با حقیقت غایب داستان آماده میکند.
بنبست زمان
رفته رفته با غیرقابلتحمل شدن شواهد عینی، مرد دیگر مرزی میان خود و حقیقت غایب از دسترفته نمیبیند و تلاش میکند با ایجاد فاصله فیزیکی، از مواجه با پیامد جرم آنی ناشی از غلیانِ حسیِ شدید و سقوط به ورطه فروپاشی بپرهیزد. غافل از آنکه بدن و روان پس از گشت زمان، پیش از آنکه هر نهاد تنبیهی یا قانونی از راه برسد، میتوانند با پشیمانی حاد پس از جنایت و خود مجازات گری مجرم عزادار را محاکمه و او را از پای در بیاورند.…
نویسنده: هانیه محمدی
نظرات