رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

تیـــــــــتر روز

گزارش تصویری دهمین روز از چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر

به گزارش سینماخانه؛ در دهمین روز از چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، فیلم‌ های «آنها مرا را دوست داشتند» و «سینما متروپل» در سینمای رسانه جشنواره (پردیس سینمایی ملت) به نمایش در آمد. چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در خانه جشنواره (برج میلاد) و سینمای رسانه (پردیس سینمایی ملت) […]


گزارش تصویری پنجمین روز از چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر

به گزارش سینماخانه؛ در پنجمین روز از چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، فیلم‌ های «بعد از رفتن» و «کت چرمی» در سینمای رسانه جشنواره (پردیس سینمایی ملت) به نمایش در آمد. چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در خانه جشنواره (برج میلاد) و سینمای رسانه (پردیس سینمایی ملت) از ۱۲ […]


گزارش تصویری چهارمین روز از چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر

به گزارش سینماخانه؛ در چهارمین روز از چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، فیلم‌ های «چرا گریه نمی کنی؟»، «بچه زرنگ» و «هوک» در سینمای رسانه جشنواره (پردیس سینمایی ملت) به نمایش در آمد. چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در خانه جشنواره (برج میلاد) و سینمای رسانه (پردیس سینمایی ملت) […]


گزارش تصویری دومین روز از چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر

به گزارش سینماخانه؛ در دومین روز از چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، فیلم‌ های «آه سرد»، «چنگل پرتقال» و «یادگار جنوب» در سینمای رسانه جشنواره (پردیس سینمایی ملت) به نمایش در آمد. چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در خانه جشنواره (برج میلاد) و سینمای رسانه (پردیس سینمایی ملت) از […]







گزارش تصویری آخرین روز از سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

به گزارش سینماخانه در نهمین روز از سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر، فیلم های “کار کثیف” به کارگردانی خسرو معصومی و مستند “زنانی با گوشواره های باروتی” به کارگردانی رضا فرهمند در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمد. همچنین در پایان آخرین روز از سی‌ و ششمین جشنواره فیلم فجر با حضور “رسول صدرعاملی”، […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...