رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

فیلم پرونده باز است | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

پوستر «پرونده باز است» رونمایی شد

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ همزمان با آغاز پیش‌فروش‌بلیت آخرین فیلم «کیومرث پوراحمد» از پوستر «پرونده باز است» رونمایی شد. اکران این فیلم از روز چهارشنبه ۱۴ تیرماه در سینماهای سراسر کشور آغاز می شود. بازیگران: پژمان بازغی، محمدرضا غفاری ، نسیم ادبی ، حسین پاکدل ،شادی مختاری ، علی باقری […]


اکران عمومی «پرونده باز است» به یاد کیومرث پوراحمد

آغاز هر چه سریع‌تر اکران عمومی فیلم «پرونده‌ باز است» آخرین اثر فیلمساز فقید «کیومرث پوراحمد»، اقدامی مهم در گرامیداشت یاد این فیلمساز خاطره‌ساز خواهد بود. فیلم «پرونده باز است» به کارگردانی کیومرث پوراحمد و تهیه‌کنندگی علی قائم مقامی در بخش سودای سیمرغ چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد. داستان این […]


❖ پرونده بسته شد

(۱۶) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «پرونده باز است»

سخت است بخواهیم درباره فیلمی از کیومرث پوراحمد حرف بزنیم وقتی با اثری آشفته، شعاری و بدون صناعت طرفیم. برای کارگردانی که شب یلدا، قصه های مجید و اتوبوس شب را ساخته، رسیدن به چنین فیلم بی حوصله و سردرگمی عجیب و دور از انتظار است. در فیلم با آدمهایی طرف هستیم که از تیپ […]


(۱۱) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «پرونده باز است»

کیومرث پوراحمد باز هم سراغ سوژه کلیشه ای این چند سال اخیر رفته. موضوع قصاص، دیگر به یکی از سوژه های اصلی سینمای ایران بدل شده است. پوراحمد این بار فیلمی ساخته است که فاقد هر گونه ارزش هنری است. این پرونده باز است هیچ گونه گره داستانی ندارد. دیالوگ های نخ نمای فیلم به […]


ادامه فیلمبرداری فیلم کیومرث پوراحمد در «ندامتگاه قزلحصار»

سکانس‌هایی از فیلم سینمایی «پرونده باز است» به کارگردانی کیومرث پوراحمد در ندامتگاه قزلحصار فیلمبرداری شد. کیومرث پوراحمد سکانس‌هایی از تازه‌ترین فیلم خود با عنوان پرونده باز است را در لوکیشن‌های ندامتگاه قزلحصار جلوی دوربین برد. بر اساس اعلام پایگاه اطلاع رسانی اداره‌کل زندان‌های استان تهران، سکانس‌های ضبط‌شده در این ندامتگاه جز آخرین سکانس‌های فیلم محسوب می‌شود که […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...