رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
  • الثلاثاء ۸ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Tuesday 20 October

آزاده صمدی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 2

تیزر سریال نوروزى “دیوار به دیوار” + ویدیو

پخش این سریال از دوشنبه شب (٣٠ اسفندماه) ساعت ٢٠:٣٠ از شبکه سوم سیما آغاز می شود. اسامی بازیگران “دیوار به دیوار” که تاکنون همگی آنان مقابل دوربین رفته اند به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: اشپیتیم آرفی، فرهاد آئیش، ویشکا آسایش، همایون ارشادى، یاسمینا باهر، رویا تیموریان، پژمان جمشیدی، گوهر خیراندیش، حسن زارعی، امیر […]


«خانه ما» سریال شبکه سه شد/ حضور فوتبالیست آلبانیایی

مجموعه تلویزیونی «خانه ما» به کارگردانی سامان مقدم قرار است از اولین روز سال ٩۶ به صورت روتین روی آنتن شبکه سوم سیما رود. مجموعه تلویزیونی «خانه ما» به کارگردانی سامان مقدم و تهیه کنندگی حمید رحیمی نادی که قرار است از اولین روز سال ٩۶ به صورت روتین روی آنتن شبکه سوم سیما رود […]


فروش ۳۰۰ میلیونی اولین فیلم نوروزی در تهران

فیلم «خوب، بد، جلف» به عنوان اولین فیلم اکران نوروزی سال ۹۶ در دو روز ابتدایی نمایش خود حدود ۳۰۰ میلیون تومان در تهران فروخت. احمد مختاری از دفتر هدایت فیلم به ایسنا گفت:«خوب، بد، جلف» به کارگردانی پیمان قاسم‌خانی در روز چهارشنبه ۲۷ بهمن که اولین روز اکرانش بود، ۱۰۵ میلیون تومان و شب گذشته […]


❖ «خوب، بد، جلف» در جشنواره فجر 35

“خوب،بد،جلف” تنفسی خوب در فضای جشنواده

به گزارش سینماخانه؛ علیرغم اینکه در دقایق اولیه فیلم حس می شد به تماشای سریال پژمان نشسته ایم ،در ادامه و با شکل گیری داستان اصلی و بازی قابل توجه حمید فرخ نژاد به نظر شاهد فیلم جذاب تری بودیم . سکانس های جذاب سه نفره حمید فرخ نژاد ، سام درخشانی و پژمان جمشیدی […]


اکران «خوب، بد، جلف» پس از پایان جشنواره فجر

محسن چگینی از چگونگی حضور این اثر سینمایی در بخش اصلی سی و پنچمین جشنواره فیلم فجر سخن گفت. محسن چگینی تهیه کننده فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف» در ارتباط با اضافه شدن این فیلم به بخش اصلی جشنواره فیلم فجر، بیان کرد: هیچ فشاری برای حضور اولین فیلم پیمان قاسم خانی به دبیر جشنواره […]


صداگذاری «لابی» به پایان رسید

صداگذاری فیلم سینمایی «لابی» به کارگردانی محمد پرویزی به پایان رسید. صداگذاری فیلم سینمایی «لابی» که از مهر ماه سال جاری  توسط علیرضا علویان آغاز شده بود به پایان رسید و این فیلم با تکمیل مراحل فنی برای نمایش آماده می‌شود. مراحل فنی آماده سازی «لابی» به کارگردانی محمد پرویزی از هفته دوم شهریور ماه […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...