رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 21 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

احمد مهران فر | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«سال‌های دور از خانه»؛ ۱۵۱۲ روز بعد از «شاهگوش»!

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ سریال کمدی نمایش خانگی «سالهای دور از خانه» به عنوان اولین اسپین‌آف ایرانی، ۱۵۱۲ روز بعد از اتفاق عجیبی که برای خنجری در شاهگوش رخ داد، شروع می‌‎شود؛ دقیقا از جایی که پس از طرح جمع‌آوری سگ‌ها و انتقال آن‌ها به کلانتری ۱۰۰ ملت، خنجری سگ‌ِ […]


«پارادایس» علی عطشانی در جشنواره «های کُوست» سوئد

فیلم سینمایی «پارادایس» ساخته علی عطشانی به بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم «های کُوست – High Coast » کشور سوئد راه یافت. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی بیتا فیلم، فیلم سینمایی «پارادایس» به کارگردانی علی عطشانی، در تازه‌ترین حضور بین‌المللی خود به بخش مسابقه سومین جشنواره بین‌المللی فیلم «های کُوست – […]


سریال پایتخت ۵ همه را شوکه ‌می‌کند

جمعی از عوامل سریال «پایتخت» از جمله سیروس مقدم کارگردان، الهام غفوری تهیه کننده و احمد مهران فر و سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال شب گذشته دوم آبان به تماشای نمایش «کروکی» به کارگردانی مجتبی احمدی نشستند. سیروس مقدم پس از تماشای تئاتر درباره این فصل از سریال «پایتخت» و جذابیت‌های آن گفت: اتفاقی […]


سینماگرانی که به میدان آمدند / ۲۹ اردیبهشت با هم می‌رویم

در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هر چه به روز رای‌گیری نزدیک‌تر می‌شویم تعداد بیشتری از هنرمندان به اظهارنظر صریح در این باره می‌پردازند و البته شاید نقطه اشتراک همه ‌آن‌ها جدا از نظر شخصی، تشویق به مشارکت در انتخابات باشد. دو روز به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا باقی مانده و […]


تیزر جدید سریال نوروزی “على البدل” + ویدیو

جدیدترین تیزر سریال “على البدل” به کارگردانى سیروس مقدم رونمایى شد. پخش این مجموعه از ٢٩ اسفندماه از شبکه یک سیما آغاز مى شود. مهدی فخیم زاده،‌ حسین محب اهری ،‌ احمد مهران فر،‌ هادی کاظمی،‌ مهدی هاشمی،‌ محمود جعفری، هومن حاجی عبدالهی و محسن تنابنده بازیگران “على البدل” هستند


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...