رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 4 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

بهنام تشکر | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

از سرگیری اجرای یک نمایش توقیفی

سرپرست شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی از رفع توقیف نمایش «عاقبت عشاق سینه چاک» خبر داد. محسن امیری درباره نمایش «عاقبت عشاق سینه چاک» به کارگردانی بهرام تشکر که هفته گذشته به دلیل وجود مواردی که هنگام بازبینی اولیه در نمایش نبود و از ادامه اجرای آن جلوگیری به عمل آمد، بیان کرد: پس از […]


اعلام دلایل توقیف «عاقبت عشاق سینه‌چاک»

سرپرست شورای ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی با تأکید بر اینکه نمایش «عاقبت عشاق سینه‌چاک» به دلیل تغییر در اجرا نسبت به آنچه بازبینی شده بود توقیف شده است، گفت: در صورتی که این گروه نمایشی تمایل به ادامه اجرا داشته باشد، بازبینیِ مجدد انجام خواهد شد تا پس از اصلاح و تایید رفع موارد […]


فیلم سینمایی «لاک قرمز» سریال می‌شود

نسخه سریالی «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی برای شبکه پنج سیما تولید خواهد شد. سریال «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه‌کنندگی کامران مجیدی در حال نگارش اولیه برای شبکه پنج سیما است. این سریال در ادامه نسخه سینمایی این اثر است و نقش اصلی آن را دختر خانواده بازی می‌کند که بعد […]


۳۰ درصد از “جشن دلتنگی” جلوی دوربین رفت

فیلمبرداری فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی که ابتدای آبان آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد. فیلمبرداری فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی علی قایم مقامی همچنان در تهران ادامه دارد و تاکنون ۳۰ درصد از ضبط این اثر به پایان رسیده است. فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» درباره رابطه […]


تماشاچی محکوم به اعدام در راه پایتخت

تماشاخانه پایتخت به زودی میزبان نمایش «تماشاچی محکوم به اعدام» با کارگردانی مقداد اسلامی می شود. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «تماشاچی محکوم به اعدام» به نویسندگی و کارگردانی مقداد اسلامی، بر اساس نمایشنامه ای با همین نام از ماتئى ویسنى یک از ساعت ۲۱ روز دوشنبه، ۱۲تیر در […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...