رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

مهدویان | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

واکنش مدیرکل دفتر نظارت بر ساخت فیلم سازمان سینمایی به اظهارات محمدحسین مهدویان

بهمن حبشی، مدیرکل دفتر نظارت بر ساخت فیلم سازمان سینمایی به اظهارات محمدحسین مهدویان واکنش نشان داد. به گزارش سینماخانه و به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، وی طی توضیحاتی عنوان کرد: در خصوص صحبت‌های محمد حسین مهدویان موارد ذیل قابل بیان است: در آذر ماه سال گذشته فیلمنامه مرد بازنده ایشان […]


پایان فیلمبرداری «ماجرای نیمروز: رد خون» در پایگاه شکاری مهرآباد

فیلمبرداری «ماجرای نیمروز: رد خون» در پایگاه شکاری مهرآباد به پایان می‌رسد. فیلمبرداری «ماجرای نیمروز: رد خون» به کارگردانی محمد حسین مهدویان امشب در پایگاه شکاری مهرآباد به اتمام خواهد رسید. همچنین مراسم اتمام فیلمبرداری فیلم جدید مهدویان امشب در همان لوکیشن با حضور عوامل فیلم برگزار می‌شود. فیلم برداری این فیلم به تهیه‌کنندگی سیدمحمود […]


❖ محمدحسین مهدویان در گفت و گو با آی فیلم:

«حاج کاظم» ها و «موسی» ها نماینده یک گفتمان جدی در جامعه امروز هستند

محمدحسین مهدویان با تصریح به آن که مضمون جدیدترین ساخته سینمای اش یک شعار بزرگ ولی با پرداخت مناسب است، شخصیت «موسی» در فیلم «لاتاری» را نماینده یک سوی گفتمانی جاری در جامعه از دهه ۶۰ تاکنون دانست که پرداخت آن بر اساس نیاز روز اجتماع ضروری است و نباید با چنین قیاس هایی از […]


❖ فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» به شبکه نمایش خانگی وارد می‌شود.

سه روز تا “ماجرای نیمروز”

فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمد حسین مهدویان از ۱۳ تیر ماه به شبکه نمایش خانگی وارد می‌شود. «ماجرای نیمروز» نوروز ۹۶ اکران شد و با توجه به فضای سیاسی تاریخی فیلم که به حوادث مهم انقلاب در ابتدای سال ۶۰ می‌پردازد، توانست به فروش نزدیک به ۵ میلیاردی دست یابد. این رقم در […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...