رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 21 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

میلاد کی‌مرام | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«سورنجان» در جشنواره «صوفیا منار» بلغارستان

فیلم سینمایی «سورنجان» ساخته محمدرضا رسولی در یازدهمین جشنواره بین‌المللى «صوفیا منار» در کشور بلغارستان به نمایش در می‌آید. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری، فیلم سینمایی «سورنجان» به کارگردانی محمدرضا رسولی و تهیه‌کنندگی هادی علی‌محمدی که پخش بین‌الملل آن را سازمان سینمایی حوزه هنری برعهده دارد؛ در […]


تقدیر ویژه جشنواره مراکش از فیلم سینمایی «امیر»

فیلم سینمایی «امیر» ساخته نیما اقلیما به تهیه کنندگی سید ضیا هاشمی بعنوان تنها نماینده سینمای ایران در جشنواره بین المللی فیلم رِبات مراکش موفق به دریافت جایزه ویژه هیئت داوران شد. به گزارش سینماخانه و به نقل از مشاور رسانه ای فیلم؛ جشنواره بین المللی فیلم رِبات مراکش از جشنواره های معتبر آفریقایی است […]


حاشیه و متن رونمایی «اکسیدان»‌ با حال و هوای «مارمولک»

فیلم سینمایی «اکسیدان» که قرار است از ۳۱ خرداد اکران عمومی شود، در یک اکران خصوصی رونمایی شد؛ فیلمی به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی که با حال و هوای «مارمولک» ساخته شده است. فیلم سینمایی «اکسیدان» از مهاجرت غیر قانونی یک دختر به خارج از کشور آغاز می‌شود که نامزدش برای تلاش برای برگشت او به […]


«هاری» اکران می شود

امیر احمد انصاری با اشاره به اینکه فیلم سینمایی «هاری» به زودی اکران می شود، بیان کرد پیش تولید فیلم سینمایی «شیب تند» آغاز شده است. امیراحمد انصاری کارگردان سینما با اشاره به اینکه در انتظار اکران فیلم سینمایی «هاری» است گفت: تبلیغات اولیه برای اکران فیلم سینمایی آغاز شده است و فکر می کنم که […]


ادامه واکنش‌ها به سخنان جنجالی نوید محمدزاده

«نوید محمدزاده این روزها سکوت اختیار کرده و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد. قطعاً او خوب می‌داند که با حرف‌هایی که روی سن اختتامیه زده، خیلی‌ها را ناراحت کرده است؛ خیلی از هم‌صنفانش را که مثل میلاد کی‌مرام و هادی حجازی‌فر، واکنش مستقیمی نشان نمی‌دهند و دلخوری از او را برای خودشان نگه داشته‌اند. خیلی از […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...