- جمعه 1 اسفند 1404 - 16:29
- کد خبر : 185743
- سینمای ایران » یادداشت ها

فیلم «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد؛ مقطع کودکی و نوجوانی حاج قاسم سلیمانی را روایت می کند. محمد اسفندیاری که توانست دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی را کسب کند؛ در نخستین تجربه بلند داستانی خود توانست تا به دور از شعارزدگی، داستان خود را […]
فیلم «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد؛ مقطع کودکی و نوجوانی حاج قاسم سلیمانی را روایت می کند.
محمد اسفندیاری که توانست دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی را کسب کند؛ در نخستین تجربه بلند داستانی خود توانست تا به دور از شعارزدگی، داستان خود را به صورت مستقل روایت کند. گو اینکه شخصیت اصلی قصه می تواند هر کدام از ما باشد. «کوچ» فیلمی است که انگار با آرامش ساخته شده است. نه خبری از هیجان های شدید است و نه اتفاقات ناگهانی که قلب تماشاگر را به تپش بی اندازد. اما همین آرامش، کاری میکند که خودت را میان شخصیت ها و قصه شان گم کنی. انگار در خانه ای نشسته ای و قصه همسایه ات را میشنوی، یا شاید قصه خودت را …
موضوع اصلی فیلم هم «کوچ کردن» است. اما نه فقط کوچیدن از یک خانه به خانه دیگر، یا از یک شهر به شهری دیگر. کوچ در این فیلم، یک جور دل کندن است؛ دل کندن از آنچه هست …
کارگردان خیلی خوب توانسته این حس «آرامش در هیاهو» را نشان دهد. همه چیز در فیلم انگار در حال حرکت است، اما هیچ چیز واقعاً جا به جا نمیشود. مثل همان رنگ های خاکی و لباس های محلی که حس یک سرزمین قدیمی و یک فرهنگ ریشهدار را دارند و با بازنمایی فرهنگ قومی و زیستِ بومی خود توانسته است به یک سند فرهنگی کوچک بدل شود. چهره پردازی ها هم در فیلم عالی است؛ انگار سال ها زندگی و سختی روی صورت آدم ها حک شده.
«کوچ» شبیه یک شعر تصویری است؛ نه داستانی است که بخواهد سریع تو را به انتها برساند. بلکه میخواهد تو را با حس و حال آدمهایش همراه کند. میخواهد کاری کند که فکر کنی، اگر جای آنها بودی، چه میکردی؟
سینماخانه / ا.ش شهابی

نظرات