رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 27

ماجرای تکراری کلیشه‌ها و طنزی که به هیچ ختم می‌شود

فیلم سینمایی«پاتو کفش من نکن» مجموعه‌ای از کلیشه‌های سینمایی را برایمان به ارمغان آورده و مروری بر فرمول تکراری فروش داشته است. نخست؛ کدام فیلم سینمایی؟ ساخته جدید فرح بخش که «پاتو کفش من نکن» نام دارد، داستان خود را از یک بنگاه همسریابی آغاز می‌کند. به یکباره بخاطر پول‌دار بودن نقش رضا ناجی، بهنوش […]


پوستر، شناسنامه فیلم است

رفتن به سینما برای بیشتر مردم تفریحی آمیخته با هیجان است؛ هیجانی که از لحظه ورود به سالن تا ساعت خروج و شاید روزهای بعد از تماشای فیلم هم با فرد بماند. یکی از دلایل این هیجان هم البته برمی‌گردد به دیدن پوسترهای رنگارنگ فیلم‌ها که در واقع در نقش کاغذ کادویی است که فیلم […]


❖ نگاهی به فیلم «رگ خواب»

سلوک تدریجی یک زن

رگ خواب یعنی به‌دست آوردن قلق آدم‌ها. یعنی اگر بدانیم آدم‌های اطرافمان از چه رفتارهایی خوششان می‌آید و از چه رفتارهایی بدشان، بهتر می‌توانیم با آنها رابطه برقرار کنیم، اما رگ خواب برای سینمادوستان یعنی دیدن چندباره «رگ خواب» حمید نعمت‌الله. «رگ خواب» از آن فیلم‌هایی است که در هر دوره و زمانی و هر […]


زمانی بازیگران الگوی جامعه بودند

یک کارشناس ادبیات فارسی درباره اتفاقات و حاشیه های نشست خبری سریال «زیر پای مادر» یادداشتی را به نگارش درآورد و در آن از بی اخلاقی ها یاد کرد. فوژان احمدی کارشناس ارشد ادبیات فارسی در پی حاشیه های یک نشست خبری که در آن بهناز جعفری به خبرنگاران توهین کرد یادداشتی را به نگارش […]


نان و ماست‌تان را بخورید؛ سواد را چه‌کار دارید؟

نیما حسنی نسب، منتقد و مدرس سینما در کانال شخصی خود یادداشتی درباره حواشی پیش آمده در نشست خبری سریال “زیر پای مادر” و توهین بهناز جعفری به اصحاب رسانه منتشر کرد.   ۱) خبرها را مرور کردم. فایل‌های صوتی و تصویری منتشر شده را هم. پرس‌وجوی مختصری کردم و سری هم به نظرهای جورواجور […]


برادرم ناصر

فیلم‌هایی که به اختلالات روانی می‌پردازند و شخصیت اصلی آن درگیر بیماری ذهنی است، همواره برای تماشا جذاب هستند. این را تاریخچه موفق این فیلم‌ها در سینمای جهان به ما می‌گوید و می‌توان با کمی تمرکز و یادآوری، برخی نمونه‌های شاخص این‌گونه آثار را مرور کرد.   البته گاهی این فیلم‌ها روی وجوه انسانی و […]


سینماگردی از افطار تا سحر

هرساله اکران فیلم‌های سینمایی در ماه مبارک رمضان از مهم‌ترین دغدغه‌های روز و مورد بحث اهالی سینماست. چرا که سینما‌ها در این ماه با افت شدید مخاطب روبه‌رو می‌شوند و به‌همین دلیل متولیان سینمایی به دنبال راهی برای افزایش تعداد مخاطبان سینما می‌گردند. البته برای برون رفت از این مشکل چند سالی است با حلول […]


نقطه کور؛ فیلمی در نکوهش شک

ما عادت کرده‌ایم در سینمای ایران آثاری را که مضامینی چالش‌برانگیز دارند به اصطلاح سفارشی و شسته رفته ببینیم. اما فیلم «نقطه کور» با این که ملاحظات مرسوم سینمای ایران را رعایت می‌کند، ولی جذاب و قابل پیگیری است و دوراهی‌هایی را که بسیاری از بازیگران در آن قرار می‌گیرند، آنقدر واقعی ترسیم می‌کند که […]


❖ تا دلت می خواد برقص

یادداشت آران جاویدانی برای فیلم “دلم می خواد”

آران جاویدانی مستندساز و مالک یکی از بزرگترین آرشیوهای فیلم دنیا؛ یادداشتی را به بهانه اکران آخرین ساخته بهمن فرمان آرا که پس از گذشت سه سال و برای اولین بار در سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد نوشت. این مستندساز در متن یادداشت خود که اختصاصاً در اختیار پایگاه خبری سینماخانه قرار […]


❖ نگاهی به فیلم «گشت ۲»

گشت‌زنی در میان کولاژها، تکه‌پرانی‌ها و مرگ ایده‌ها

«گشت ۲» فیلمی نیست که ارزش نقد کردن داشته باشد؛ بلکه حواشی آن برای خوانش جذاب است. اینکه با آن بفهمیم چگونه در این سال‌ها ذائقه هنری مردم تربیت نشد و نتیجه‌اش ملغمه‌های روی پرده شده است. می‌فروشم پس هستم برخی آن را سخیف خواندند، برخی تندتر از آن برخی‌ها گفتند رکیک است. در مصاحبه‌ای […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...