رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹
  • الجمعة ۱۳ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Friday 30 October
  • چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷ - ۰۳:۴۷
  • کد خبر : 30529
  • تئاتر
  • چاپ خبر : روایت دو سیاهی لشگر با “پاره سنگ در جیب هایش”

به گزارش سینماخانه؛ نمایش پاره سنگ در جیب هایش، نوشته مری جونز و ترجمه حمید احیا، این روزها در تالار مولوی در حال اجراست. مجید سید آبادی طراح و کارگردان این نمایش، اجرای بی تکلف و بی پیرایه ای از این متن را روی صحنه آورده است. دو بازیگر این نمایش (صادق برقعی و وحید منتظری) […]

به گزارش سینماخانه؛ نمایش پاره سنگ در جیب هایش، نوشته مری جونز و ترجمه حمید احیا، این روزها در تالار مولوی در حال اجراست. مجید سید آبادی طراح و کارگردان این نمایش، اجرای بی تکلف و بی پیرایه ای از این متن را روی صحنه آورده است. دو بازیگر این نمایش (صادق برقعی و وحید منتظری) بیش از ده شخصیت متفاوت این نمایش را اجرا می کنند و به نیکی نیز از پس آن بر آمده اند و موفق می شوند کمی بیش از یک ساعت ارتباط تماشاگر را با صحنه نگه دارند. مجید سیدآبادی ریسک انتخاب این متن با این فرم اجرایی و احتمال خسته کننده بودن تماشای این دو بازیگر به صورت ثابت در بلک باکسی که دکور ساده ای نیز دارد، را جسورانه پذیرفته است.

نمایش روایت دو سیاهی لشگر است که همانند اغلب همکارانشان، رویا و حسرت ستاره شدن را در سر دارند و حکایت از استثمار و سلطه طبقه ای بر دیگری می کند؛ از تبعیض ملیت ها و تفاخر ملیتی بر دیگری می گوید و از سیاهی لشگرها اینبار ستاره می سازد.

از رویکرد کارگردان به این متن و روند ساخت اثر جویا شدیم:

مجید سیدآبادی: انتخاب نمایشنامه پاره سنگ در جیبهایش از یک مسئله شروع شد؛ مسئله ای که در اطرافمان زیاد دیده می شود. مسئله دو سیاهی لشگر در مدیوم سینما. مسئله ای به اسم آرزوی ستاره شدن، آرزوی دیده شدن. خب این مسئله بسیار شبیه سینما و تئاتر کشورمان است. حال بیاییم به جای اینکه سیاهی لشگر باشند جوانان عرصه تئاتر و سینما را جایگزین کنیم. جوانان زیادی در این عرصه زحمت های زیادی کشیدند و سعی و تلاش زیادی کردند اما پشت درهای سینما و تئاتر بدنه ماندند. دیده نشدند در حالیکه داشتند کار می کردند. ما خواستیم این بخش از این متن را بیشتر نشان دهیم و بیشتر درباره هم سن هایمان و تفکراتشان حرف بزنیم تا اینکه برویم سراغ المان ها و حرف های دیگر متن. خواستیم در یک کار دانشجویی حرف دانشجوهای این رشته را بزنیم و به آن را بازنمایی کنیم کما اینکه مخاطبمان همان دانشجوها هستند.

روند تمرینات این اجرا برمی گردد به حدود یکسال پیش که این نمایش برای پایان نامه دانشجویی من حاضر می شد. این نمایش یک بار به عنوان پایان نامه دانشجویی در دانشگاه سوره تهران اجرا رفته است. از آن زمان تا به الان دستخوش تغییراتی شد تا به چیزی که هست رسیده ایم. در تمام این مدت به این فکر کردیم که این آدم ها در یک مکان و زمان گیر افتادند و پیش نمی روند. به این دلیل روند تمرینات براساس این اتفاق افتاد: آنها کاری را مدام انجام بدهند آنقدر که زندگی شان را فرابگیرد. ما سعی کردیم از یک فرم ساده در اجرایمان استفاده کنیم سعی کردیم فرم به اندازه کار ساده باشد و مینیمال. همانطور که متن با استفاده از دو بازیگر چیزی بیشتر از ده نقش را ایفا می کند ما نیز با یک فرم مینیمال همه چیز را در خدمت بازیگر و فضا سازی مبتنی بر بازیگر گرفتیم. ما یک فرم مینیمال را در همه عناصر استفاده کردیم از جمله صحنه، نور، لباس و… همین مینیمال بودن ما را بیشتر به فضای مدیا و آنچه سینما مینامیم نزدیک کرد.

سایر عوامل این اثر عبارتند از: مشاور طراح صحنه: حمید پورآذری؛ مدیر تولید: هادی شیخ الاسلامی؛ دستیار؛ کارگردان: المیرا رضایی؛ طراح لباس: مریم نورمحمدی؛ طراح نور: علی کوزه‌گر؛ اپراتور نور: محمدرضا رحمتی ؛ طراح گرافیک: سینا سرمدی ؛ ساخت تیزر: محمدرضا رحمتی؛ آهنگ‌ساز: حسام زمانی؛ روابط عمومی و تبلیغات: رومینا داوری ؛ عکاس: رها محمدی ؛ منشی صحنه: مهران کریمی

سینماخانه / خبرنگار: نازنین حبیبی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار