رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
  • الثلاثاء ۸ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Tuesday 20 October

هادی مرزبان | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 2

نیکی مظفری: از موقعیت پدرم سوءاستفاده نمی‌کنم

نیکی مظفری جزو آن دسته از بازیگران جوانی است که به دلیل نسبت خانوادگی با چهره‌ای سرشناس، کار سختی برای اثبات استعداد و توانایی‌اش در سینما دارد. با این حال دختر مجید مظفری با حضورهای تئاتری و انتخاب‌های آگاهانه سعی می‌کند ضمن افتخار به پدر هنرمندش، به هویت مستقلی در بازیگری برسد. او این روزها […]


مجید مظفری تئاتر به صحنه می‌برد

مجید مظفری قرار است «نماینده ملت» را در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه ببرد. مظفری که آخرین حضورش در صحنه تاتر، بازی در نمایش «رویاهای رام‌ نشده» ایوب آقاخانی بود، قرار است از نیمه اردیبهشت نمایش نمایش «نماینده ملت» را کارگردانی کند. «نماینده ملت» نوشته سجاد افشاریان،‌ اقتباس آزادی‌ است از نمایشنامه برانسیلاو نوشیچ. مجید […]


بدقولی تالار وحدت به «دکتر نون» ضربه زد/ ادامه انتظارِ ۱۲ ساله

هادی مرزبان با اشاره به اینکه سال ۹۶ قصد اجرای نمایش «دکتر نون» را در تالار وحدت داشته اظهار کرد که بدقولی مدیریت بنیاد رودکی مانع تحقق انتظار ۱۲ ساله وی برای اجرای این اثر شد. هادی مرزبان کارگردان تئاتر که سال ۹۵ اعلام کرده بود در نیمه اول سال ۹۶ قصد اجرای اثری نمایشی […]


آخرین وضعیت «زیر سقف دودی» درخشنده

صداگذاری فیلم سینمایی «زیر سقف دودی» جدیدترین اثر اجتماعی «پوران درخشنده» به «محمد رضا دلپاک» سپرده شد. به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه «زیر سقف دودی»، تدوین فیلم سینمایی «زیر سقف دودی» به نویسندگی و کارگردانی «پوران درخشنده»؛ توسط «هایده صفی‌یاری» به پایان رسید و صداگذاری این اثر اجتماعی به «محمد رضا دلپاک» سپرده شد […]


❖ بهنوش طباطبایی جایگزین نیکی کریمی در فیلم "زیر سقف دودی"

بهنوش طباطبایی جایگزین نیکی کریمی در فیلم “زیر سقف دودی”

به نقل از  مشاور رسانه‌ای پروژه «زیر سقف دودی»، بهنوش طباطبایی بعد از انجام تست گریمی متفاوت به جای نیکی کریمی به جمع بازیگران این فیلم سینمایی به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی «پوران درخشنده» پیوست و شب گذشته با چهره‌ای متفاوت، در نقش «رعنا» در کنار «فرهاد اصلانی» در این پروژه سینمایی به ایفای نقش […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...