رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 14 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 21

❖ یادداشتی برسریال زخم کاری

زخمی عمیق

زخم کاری الگوی موفقی در سریال سازی خانگی را خلق نموده که می تواند بدل به چهارچوبی قابل اتکا و تجربه ای غنی برای آینده این مدیوم تلقی شود از آن حیث که در دایره ی تقریباً بسته موضوعات و سوژه های اغلب نخ نما و بارها کلیشه شده به سراغ اقتباس از ادبیات رفته […]


❖ مظلوم

نگاهی به درخت گردو

شاید بتوان گفت مظلومیت کلید واژه ای است که بی درنگ پس از تماشای درخت گردو در رثای شخصیت قادر در ذهن بیننده اش جاری و ساری می شود. درخت گردو فیلم جانکاهی است و مهدویان این تلخی را نه با ابزار و تکنیک و یا به عبارتی فرم ایجاد نمی کند بلکه سوژه، موضوع […]


❖ اشغال

«خاتون» فصلی نو در تولیدات نمایش خانگی

ساخت آثاری مرتبط با جنگ جهانی دوم و دوران حضور و یا به عبارتی اشغال ایران توسط متفقین و پیامدهای آن موضوعی مسبوق به سابقه است و پیش تر در آثاری همچون مدارصفر درجه و در چشم باد نیز شاهد روایت گوشه هایی از تاریخ این دوران بوده ایم اما آنچه خاتون را از آثار […]


❖ نفوذ

نگاهی به فصل دوم سریال «گاندو»

گاندو را می توان فارغ از نگاه های جناحی و سیاسی و صرفاً از جنبه های سینمایی و هنری نیز نگاه کرد. چرا که در چنین فضاهای دو قطبی طبیعتاً یک گروه موافق و گروه دیگر به مخالفت می پردازند و در این میان پرداختن به سایر ویژگی ها و احیاناً نقاط ضعف زیر بار […]


بلوغ «رعنا آزادی ور» در زخم کاری

زخم کاری یک اوج و آس تمام عیار برای رعنا آزادی ور محسوب می شود که از هر جهت ابعاد متفاوتی از توان و درک بالای یک بازیگر را در ایفای نقشی پرچالش به ظهور و بروز رسانده است. در اهمیت شکل دهی چنین کیفیتی بی شک تأثیر محمدحسین مهدویان بر کسی پوشیده نیست اما […]


کرونا می تواند پایان سینما را رقم بزند؟

صنعت سینمای ایران و فعالان این حوزه در کنار اینکه همواره در کانون توجه مردم و علاقه مندان بوده اند، در مقاطع گوناگون نیز ناملایمتی هایی را تجربه کرده اند. در هر دوره تاریخی نیز به شکل وگونه ای متفاوت. اما این بار داستان متفاوت است؛ بحران عالم گیر کرونا این بار به شیوه ای […]


❖ جادوی متن

نگاهی به نمایش «باغ آلبالو»

این خصلت هر نمایشنامه و متن غنی و کاملی است که در هر دوره و زمانه ای همچنان چهارچوب های خود را چون قبل حفظ می کند و گذر زمان ذره ای از کارکردهای تاثیر گذار و قابلیت تعبیر و تفسیرش را سلب نمی نماید و نمایشنامه باغ آلبالوی چخوف بلاشک یکی از همین متن […]


(۱۷) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۳۹؛ «تی تی»

قصه ای ساده که به دور از پیچیدگی روایت می شود، مخاطب را با فیلم همراه سازد. زوج هوتن شکیبا و الناز شاکردوست این بار در کنار پارسا پیروز فر توانمند، به خوبی ایفای نقش می کنند. پیروزفر به نقش نزدیک شده و بازی روان در کنار چهره پردازی مناسب، شخصیتی باورپذیر خلق می کند. […]


نگاهی به چند بازی شاخص جشنواره فیلم فجر ۳۹

رضا عطاران (روشن) کاری که عطاران در این فیلم می کند یک قدرت نمایی تام و تمام در به نمایش گذاشتن سیر تکوین کاراکتر روشن است؛ تکوینی که اینجا معنایی جز فروپاشی ندارد. تمام این از هم گسیختگی را می توان مرحله به مرحله در هر فصل فیلم به صورت جزئی نگر در آناتومی چهره، […]


❖ پژمان جمشیدی

ادب مرد به ز شهرت اوست

در مقابل نقد تند و تیز که بیشتر از نقد، توهین می باشد سکوت می کند و سرش را پایین می اندازد. مضمون انتقاد «عدم موفقیت در عرصه فوتبال و بازیگری جمشیدی و تلاش برای دیده شدن به هر قیمتی» می باشد. منتقد بلند می شود و با ادبیاتی تحقیرآمیز از فوتبال و بازیگری اش […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...