رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 6 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 22

(۱۰) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۳۹؛ «مصلحت»

حسین دارابی کارگردانی که اولین فیلم بلند سینمایی را تجربه می کند، استفاده از بازیگرانی که ستاره سینما نیستند و عنوان موسسه رسانه ای اوج که در سالهای اخیر برای مخاطبان سینما و حتی تلویزیون آشنا می باشد، نخستین مواجه با فیلم «مصلحت» می باشد. فیلمی که در ایتدا با نام «پدری» سپس «مصلحت نظام» […]


❖ حقیقت یا مصلحت

(۶) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۳۹؛ «ابلق»

نرگس آبیار بعد از فیلم موفق «شبی که ماه کامل شد» باز هم سراغ زوج الناز شاکردوست و هوتن شکیبا رفته است. هوتن شکیبا در «ابلق» بار دیگر بازی درخشان خود را به نمایش می گذارد و الناز شاکردوست همچنان خوب است اما فیلم به اندازه فیلم قبلی آبیار وجهه خاصی از بازیگر را به […]


(۳) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۳۹؛ «بی همه چیز»

حضور زوج هنری پرویز پرستویی و هدیه تهرانی که بازیگران به نسبت کم کار سینمای ایران در چند سال اخیر هستند در «بی همه چیز» می تواند برای ترغیب تماشای فیلم کافی باشد. محسن قرایی بعد از کارگردانی فیلم موفق «سد معبر» و فیلمنامه نویسی فیلم قابل توجه «قصرشیرین»، فیلم پربازیگر «بی همه چیز» را […]


❖ تقابل

نگاهی به «دیدن این فیلم جرم است»

این یک فیلم جدی در گونه سینمای سیاسی است که با صراحتی کمتر دیده شده در پی بیان برخی شکاف ها و تعارضات میان ارکان حاکمیتی برمی آید و با زبانی شفاف تر از نمونه های پیشین به واکاوی تفاوت میان اصول و عقاید و حتی نوع رفتار و برخوردهای آمران و عاملان تامین امنیت […]


❖ یادداشتهای جشنواره چهاردهم سینماحقیقت (13)

پژوهش، حلقه مفقوده سینمای مستند

برگزاری آنلاین چهاردهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» فارغ از دور بودن از سالن های سینما و فضای جذاب و تماشای آثار سینماگران بر روی پرده نقره ای، این امکان را برای برخی هنرمندان، اهالی رسانه و مخاطبان خود فراهم کرد که در فرصت مناسب و به دور از دغدغه و هیاهوی جشنواره به تماشای تعداد بیشتری […]


❖ مثل یک عاشق

درباره پرویز پورحسینی و فقدانش

او یکی از بی بدیل ترین شمایل های تاریخ بازیگری سینمای ما بود. مردی که چه از حیث تئوریک، دانش و سواد و چه در زمینه تجربیات عملی و اجرایی در زمره برترین و کارآزموده ترین های این حرفه به حساب می آمد و با ذهنی سرشار، بیانی آماده و بدنی منعطف و درخدمت کاراکتر، […]


نگاهی به سی و سومین جشنواره کودک و نوجوان

جشنواره سی و سوم کودک و نوجوان در دوران شیوع ویروس کرونا تجربه ای متفاوت با سایر دوره های پیشین را فراروی مخاطبین و نیز برگزار کنندگان این رویداد قرار داد به نحوی که بهره گیری از فضای مجازی برای نمایش آنلاین آثار برای نخستین بار مورد استفاده قرار گرفت و به یکی از روش […]


❖ «جشنواره فیلم کودک ۳۳» از نگاه سینماخانه

نگاهی به «خورشید»؛ به بهانه موفقیت در جشنواره کودک و نوجوان

به بهانه حضور و موفقیت «خورشید» در سی و سومین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان نگاهی داشتیم به آخرین ساخته مجید مجیدی فیلم تازه فیلمساز شهیر سینمای ایران، مجید مجیدی از چند جهت حائز اهمیت است: نخست آنکه مجیدی پس از تجربیاتی نظیر فیلم محمد رسول‌الله (ص) و یک پروژه در مختصات خارج از […]


«بازگشت»؛ نگاهی به حکایت دریا

فیلمساز کهنه کار سینمای ما بهمن فرمان آرا در آخرین فیلمش نیز نگاهی نخبه گرایانه به فلسفه مرگ را در بستری از زندگی یک نویسنده (روشنفکر)، پرداخت می نماید. مردی که به اعتقاد خود گویا در هیچ یک از دو نوع زندگی اش چه در حوزه حرفه ای (نویسندگی) و چه در زندگی شخصی به […]


❖ غریزه تصویر یاب

نگاهی به فیلمنامه های غلامحسین ساعدی

اگر بخواهیم فیلمنامه های غلام حسین ساعدی را برمبنای کتاب های تئوریک آموزش فیلمنامه نویسی و منطق کلاسیک و شسته رفته ای که از فیلمنامه مدنظر است بررسی کنیم، طبیعتاً راه به جایی نمی بریم. منظور به ویژه فیلمنامه هایی است که به نام ساعدی منتشر شده و به جز گاو که به گفته مهرجویی […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...